۱۳۸۹ بهمن ۲, شنبه

ایران باخت اما دست های پشت پرده بود(فوتبال سیا....... یعنی همین برد به مصلحت نظام نبود)

رژیم دوست نداشت که تیم فوتبال ایران به مرحله بعد برود چون اگر می رفت و قهرمان یا نایب قهرمان و حتی اگر هم سوم می شد امکان داشت مردم برای شادی به خیابان بیایند و دوباره جنبشی اعتراضی شکل گیرد شما سبک بازی بازیکنان تیم ملی را با بازی های قبل مقایسه کنید انگار در این بازیکنان نمی خواستند حمله کنند(به جز چند دقیقه آخر )وقتی تیمی هم حمله نکند گل نمی زند وقتی تیمی هم که گل نزند گل می خورد

۷ نظر:

  1. baba ajaba in teorie totee ta key age gharar bood bebazim ke to hamon 90 daghighe 2ta gol mikhordimo tamam mishod ajab baba be che chiozay fekr mikonid shomaha

    پاسخ دادنحذف
  2. footballe ma salhast kefatehash khonde ast na league darim na football darim na fedrasion darim na bazikon..hala mikhaim koreye jonobi ke az 1986 hamishe toye har jame jahanii boode bebarim haghayegh ro bebinid dostan regim khast ya nakhast ro velesh konid lyaghate ma nist ke kore ro bebarim va shekast bedim chon ona kar kardand va ma khabidim

    پاسخ دادنحذف
  3. in tavahhome tote e key dast az sare ma barmidare?
    Grow up dude!

    پاسخ دادنحذف
  4. doroste ke ma zaeif tar bazi kardim o haghemmoon bood ke bebazim, vali che rabti be footbale sia dare?!!! ba in joor harfa, shakhsiyat o gheyrate bazikonaye irooni roo zire soal mibarin! akhe be nazare to yeki mesle Nekounam, Rahmati, Teymourian,... ina hazeran be khatere maslahate nezam khodeshoono team melli ro zire soal bebaran?!!
    baba basse dige in harfa!!!

    پاسخ دادنحذف
  5. خفه شو بابا_ دیگه ... شعر نباید گفت گند این ورزش نه تنها فوتبال همش خیلی وقت درآومده

    پاسخ دادنحذف
  6. Nekoonam.Rahmati va... Dar gheyrateshun shakki nist vali agar ba nezam hamkari nakonan az zendegi saghet mishan.Mesle khaziravi

    پاسخ دادنحذف
  7. شاعر ناشناس: شعری از برای امام

    اماما ! من بر آن سيمای همچون عَنترت ريدم
    بر آن ريش و سبيل و صورت بد منظرت ريدم

    گرچه دورم با تاسف از حضور انورت لیکن،
    من مخلص غياباً بر حضور عَن وَرت ريدم

    امامی، رهبری، اما بقدر خر نميفهمی
    به ريشت ، بر آن فهمِ هم از خر كمترت ريدم

    به توضيح المسائل ، آن اراجيفی كه بنوشتی
    به تاليفات بی ارج و بهای ديگرت ريدم

    به تسبيح و عَبا و جامه ی تقوی كه پوشيدی
    بر آن عمامه ی پيچيده بر دور سرت ريدم

    شنيدم گفته ای مسجد بُوَد از بهر ما سنگر
    به سرتاپای آن مسجد كه باشد سنگرت ريدم

    ز حزب اللّهيان تشكيل نيرو دادی و لشكر
    به نيرويت، به حزبت، بر تمام لشكرت ! ريدم

    نه تنها بر خودت بل بر طرفــدارانت ای خائن
    که بر فرق پسر، دختر، برادر، خواهرت ريدم

    نداری چون پدر، من از پدر چيزی نمی گويم
    ولی ای بی حيا رهبر به روح مادرت ريدم

    عيال مهربانت وقت ريدن شد فراموشم
    كنون (با عذرخواهی) بر دهان همسرت ريدم

    تو ريدی بر تمــام مملکت منهم پی جبران
    ز انگشتان پا بگرفته تا فرق سرت ريدم

    تو آن جغدی که بال و پر ترا بخشيد آن کوسه
    روا باشــد اگـر گـويـم که بر بال و پرت ريدم

    بُوَد گوش تو كر، فرياد ملت بی اثر، ای خر
    کنون من ای خر مُظطَر، بر آن گوش كرت ريدم

    اگر اسلام اهریمن برایت بوده است آیین
    بر الله ت، به قرآنت، بر آن دین سراسر نکبتت ریدم
    اگراينست ترا دين وَ گر اينست پِيغمبَر،
    به آئينت، به دينت، بر سر پيغمبرت ريدم

    پاسخ دادنحذف